هر روز در تقویم خیابان‌های شهر، به نام آن‌هاست؛ روزی بدون رنگ حمایت، اما سرشار از دود، خستگی و چشم‌های نگران منتظر به دستان عابران. کودکان کار، ویترین دردهای پنهان جامعه هستند؛ فرشته‌هایی کزکرده در گوشه چهارراه‌ها که به جای الفبای مدرسه، فرمول زنده ماندن در پیاده‌روها را می‌آموزند. پرداختن به قصه‌ی آن‌ها، یادآوری یک مسئولیت همگانی است. سوال اینجاست: سهم ما، فراتر از یک آه دلسوزانه یا برگشتن روی‌مان از آن‌ها، چیست؟>